زمانِ تشکیلِ حزبِ طبقه‌یِ کارگر

اعتراضاتِ ضدِ سرمایه‌داری وال‌استریت را به لرزه انداخت

زمانِ تشکیلِ حزبِ طبقه‌یِ کارگر فرا رسیده است!

 


آلِن وودز

برگردانِ: سولماز بهرنگ

دیروز با راه‌پیمایی‌یِ۱۵ هزار نفر بر ضدِ حرص و طمعِ شرکت‌ها، وال‌استریت به لرزه در آمد. معترضان همه‌یِ میدان را تسخیر کردند و به صورتِ گروه‌هایی اطرافِبرادوی مستقر شدند. این اعتراض‌هایِ بی‌همتا اعلامِ یک ناامیدی و سرخورده‌گی است که سال‌هاست در جامعه‌یِ آمریکا انباشته شده است، که قبلاً هم در راه‌پیمایی‌هایِ عظیمی که در مدیسون و ویسکانسن به اشغالِکاپیتول منجر شد، نیز تکرار شده بود. این یک قسمت از یک شور و نیرویِ جهانی است که واضح‌ترین نمودش در انقلاب‌هایِ عربی اتفاق افتاد. این وقایعِ ناگهانی تأثیرِ عمیقی در آگاهی‌یِ کارگران و جوانان داشت، و این نکته را باب مستر از وضعیتِ کارگرانِ حمل‌ونقل چنین بیان می‌کند: «این قیامِ خودانگیخته با قیام‌هایِ مردمی که امسال در تمامِ جهان اتفاق افتاد هم‌آهنگ و مرتبط است.» او می‌افزاید: «شعارِ اشغالِ وال‌استریت توانست روحِ زمانه را تسخیر کند. این روح در مدیسون در قاهره و در تونس هم حضور دارد.»

نقشِ دانش‌جویان

اعتراضات در مَنهَتنِ جنوبی۲۰ روزِ پیش آغاز شد. اغلبِ معترضان دانش‌جویان بودند و این یک اتفاقِ طبیعی بود. با این حال که دانش‌جویان می­توانند تضادها و تنش­هایی را که در عمقِ جامعه انباشته می­شدند نشان دهند؛ هم‌چنین به صورتِ تاریخی دانش‌جویان همیشه نخستین واکنش­ها را نشان می­دهند، و آن‌ها می‌توانند حرکتِ توده­ها را پیش­بینی کنند. نکته­ای که قابلِ توجه است محتوایِ طبقاتی‌یِ شعارهایِ معترضین است. این قیام، قیامِ فقیران است علیهِ ثروت‌مندان؛ قیامِ استثمارشده‌گان علیهِ استثمارکننده‌گان. شهروندانِ عادی‌یِ آمریکایی که مجبور بودند بارِ این بحران را تحمل کنند دیدند که استانداردهایِ زنده‌گی‌شان پایین آمده است، در حالی که بانک­ها میلیاردها دلار از بودجه­یِ عمومی را تصاحب کردند و به ریخت‌وپاش مشغول هستند.

مایکل مور (کارگردانِ مشهورِ آمریکایی)  بانک‌دارانِ با نفوذ را موردِ حمله قرار داد. او می­گوید: «آن‌ها مشغولِ از بین بردنِ زنده‌گی‌یِ میلیون­ها نفر هستند. آن‌ها با این همه ثروت باز هم راضی نیستند.»

تمامِ اقشارِ طبقه­یِ کارگر دیدند که چه‌گونه استانداردهایِ زنده‌گی­شان از بین رفت؛ حتا آنان که خودشان را جزوِ طبقه‌یِ متوسط تصور می‌کردند و این را جیمی شیکه ۴۷ سال‌اش است، و یک فعالِ سندیکایی است گفته است. یک فعالِسندیکایی در بیمارستان لینکولن در برونکس می‌گوید: «من احساس می‌کنم که طبقه‌یِ متوسط موردِ حمله قرار گرفته است  و همیشه کنج‌کاو بودم که چه زمانی اعتراضات اتفاق خواهد افتاد.»

دانش‌جویان این اعتراضات را با شعارِ اشغالِ وال‌استریت آغاز کردند و سندیکاها نیز به این حرکت پیوستند زیرا آنان نیز مشکلات و خواسته­های دانش‌جویان را درک کردند.

آلکس پونتون یک فروشنده­یِ بازنشسته­یِ۶۷ ساله که قبلاً هیچ‌وقت در هیچ اعتراضی شرکت نکرده بود، روحیه­یِ خیلی­ها را با این سخنان توضیح داد: «من می‌خواهم پول‌دارها سهمِ خودشان را پرداخت کنند. اگر بتوانم به هر صورتی خودم را نشان می‌دهم و فریاد می‌زنم و هم‌راهی می‌کنم.»

نقشِ سندیکاها

رسانه‌ها اول سعی کردند با تمرکز رویِ پوشش (زومبی، دلقک…) معترضان را به عنوانِ گروه‌هایِهیپی و غیرِ عادی نشان بدهند، اما این تبلیغات منفی وقتی هزاران کارگر و اعضایِ سندیکاها به معترضین پیوستند، که به طرفِ مرکزِتجاری‌یِ نیویورک حرکت می­کردند، بلافاصله بی‌اثر شد. نخست وقتی اعتراضاتِ اشغالِ وال‌استریت که گروهی از فعالین به صورتِ متنوع در آن شرکت داشتند، در حالِ گسترش بود. سندیکاها تنها ناظرِ وقایع بودند. اما بعد از اعضایِ بزرگ­ترین سندیکاهایِ شهر از دانش‌جویانی را که سه هفته پیش تجمعِ اعتراضی‌یِ خود را آغاز کرده بودند حمایت کردند، که به زیاده‌روی و اصرافِ جمعیتِ یک‌درصدی‌یِ ثروت‌مندان اعتراض داشتند.

«ما نود‌ونُه درصد هستیم، پس شما هم همین‌طور!»

این شعاری بود که معترضین هنگامِ حرکت به سمتِ میدانِفولی (که در شمالِسیتی‌هال قرار دارد) می­دادند. ژان ساموئل سن رئیسِ شعبه­یِ۱۰۰ سندیکایِ کارگارنِ حمل‌ونقل که ۳۵ هزار کارگرِ اتوبوس و مترو را به راه‌پیمایی فراخوانده است، چنین می­گوید: «این یک راه‌پیمایی‌یِ حماسی است.»

از دسته شرکت‌کننده‌گانی که ۶۰۰ هزار معلم را نماینده‌گی می‌کند سندیکایِ معلمانِ ایالتِ نیویورک است.

کارل کلن نماینده‌یِ سندیکا در مصاحبه‌ای که در روزِ سه شنبه انجام داد حمایتِ سندیکا را از جنبشِ اشغالِ وال‌استریت که اهداف‌اش از بین بردنِ نابرابری‌یِ مزدها، سرمایه‌گذاری در بخشِ آموزش و افزایشِ پرداختِ مالیات از سویِ ثروت‌مندان بود، اعلام کرد: «معلمان و کارمندان نودونُه درصد را نماینده‌گی می‌کنند. آن‌ها جزوِ یک درصدی‌ها نیستند.»

مشارکتِ سازمان‌یافته‌یِ کارگران در این اعتراضات مهم‌ترین دست‌آورد و نقطه‌یِ عطفی محسوب می‌شود؛ سندیکاها انرژی‌یِ جدیدی به اعتراضات دادند و آن را سازمان‌یافته‌تر کردند و باعثِ افزایشِ شمارِ شرکت‌کننده‌گان در تجمع شدند. مداخله سندیکاها کمک کرد که پیامِ گُنگ و مبهمِ اولیه از بین برود و تمرکز بررویِ خواسته­هایِ اقتصادی قرار بگیرد.

خشونتِ پلیس

برایِ رسانه­ها دیگر ممکن نبود که این اعتراضات را بی‌ارزش جلوه دهند. این کاملاً واضح بود که خیلی از شرکت‌کننده‌گان آمریکایی‌هایِ عادی بودند که از استثمارِ بازار و سرمایه‌داری با حمایتِ جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها خسته هستند. راه‌پیمایی‌ها خیلی مسالمت‌آمیز و به شکلِ فستیوال بودند، ولی وقتی شب شد برخی از معترضینِ جوان سعی کردند موانعی را که از حرکتِ آنان به سمتِ مرکزِ مالی‌یِ نیویورک از پیشِ پای بردارند، فضا عوض شد. در این مرحله پلیس خشونت به کار بُرد و چهره‌یِ واقعی‌یِ دولتِ خدمت‌گزارِ سرمایه‌داری را آشکار کرد. ده‌ها تَن دست‌گیر شدند و موردِ ضرب‌وشتم قرار گرفتند و به آن‌ها گازِ فلفل زده شد. ویدئوهایی که در توییترِ «اشغالِ وال‌استریت«منتشر شدند، نشان می‌داد که یک پلیس چه‌طور با باتوم به مردم حمله می‌کرد. در عرضِ چند ساعت معترضین که بسیاری از آن‌ها بی‌تجربه بودند، معنی‌یِ واقعی‌یِ تظاهراتِ مسالمت‌آمیز را فهمیدند.

 گسترشِ اعتراضات

اعتراضات به نیویورک محدود نشد و این انفجارِ ناامیدی مثلِ آتش سراسرِ کشور را فرا گرفت در بوستون یک اشغال برایِ حمایت از نیویورک آغاز شد. یکی از شاهدانِ عینی نوشت: «پیامِ عمومی‌یِ آن خشم علیهِ سیستمِ کنونی بود، که خیلی از مردم را از سیاستِ عمومی کنار گذاشته است. نابرابری‌هایِ اجتماعی از سویِ سیستم نادیده گرفته می‌شود؛ این خشم علیهِ بانک‌ها و سیستمِ اجتماعی هم بود. پیام‌هایِ حامیانِ این اعتراضات حتا از مصر و لندن هم دریافت می‌شد.»

تحتِ پرسش قراردادنِ سیستمِ سرمایه‌داری قبلاً وجود نداشت. کلاً نظریاتِ رفیقِ بوستنی دارد نشان می‌دهد که مباحثات و مجادلاتی در گرفته است که از آن‌ها ایده­های سوسیالیستی و انقلابی مُنتج خواهد شد.

هراس دموکرات­ها و جمهوری­خواهان

این واضح است که حرکتِ اشغالِ وال‌استریت از این احزاب دفاع نمی‌کند و علیهِ هر دویِ این‌هاست. پیروزی‌یِ اوباما نشانه­یِ نفرتِ گسترده بر ضدِ حکومتِ بوش بود، و میلیون­ها شهروندِ آمریکا باور داشتند که برایِ تغییر رأی می‌دهند، ولی هیچ تغییری ایجاد نشد و همان وضعیت برخلافِ ظاهرش ادامه داشت. کمی زمان لازم بود که همه‌گی متوجهِ این امر شوند، اما اکنون میلیون‌ها نفر از کارگران و اقشارِ فقیرِ جامعه متوجهِ این نکته شدند که آن احزاب نماینده‌یِ آن‌ها نیستند بل‌که مدافعِ منافعِ ثروت‌مندان هستند. برخی از دموکرات‌ها سعی داشتند به این جریان نفوذ کنند تا شاید مگر امتیازاتی را به چنگ آورند، ولی این یک جنبشِ توده‌ای بود که از دموکرات‌ها خیلی چپ‌گراتر بود و حتا می‌شود گفت دموکرات­ها بیش‌تر از جمهوری­خواهان ترس دارند. یکی از اعضایِ حزبِ دموکرات می‌گوید: «توده‌ها دیگر آن‌قدر ساکت نمی‌مانند.» این درست است ولی ایشان این نکته را نادیده می‌گیرند که این اعتراضات نه تنها به جمهوری‌خواهان بل‌که علیه کلِ سیستم صورت گرفته است. جمهوری‌خواهان از این حرکت که ضدِ منافعِ سرمایه‌داری است نفرتِ طبیعی دارند. هرمان کین یکی از اعضایِ برجسته‌یِ جمهوری‌خواهان و صاحبِ پیتزایِگادفادر گفت: «اگر کار و پول ندارید تقصیرِ خودتان است!»

یکی دیگر از جمهوری‌خواهانِ نیوت گینگریچ این اعتراضات را به عنوانِ یک واکنش مقابلِ سیاست‌هایِ اوباما می‌دانست. در صورتی که این بوشِ جمهوری‌خواه بود که سیاست‌هایِ حامی‌یِ بانک‌داران را اجرا می‌کرد.

 به حزبِ کارگری نیاز است

در این میدان اعتراض یک اتحادِ گسترده‌ای است که تمامِ اقشارِ ستم‌دیده و استثمارشده و مردمِ جامعه را متحد کرده است. دست‌کم ۳۹ سندیکا و ارگان­هایِ کارگری به راه‌پیمایی‌یِ روزِ چهارشنبه در نیویورک پیوستند، حتا گروه‌هایی مثلِ اتحادیه‌یِ کارتون‌خواب‌ها، ولی قوی‌ترینِ آن‌ها سندیکاهایی مانندِ معلمینِ متحد و اتحادیه‌یِ کارکنانِ پُست ‌و مخابرات، اتحادیه‌یِ کارگرانِ صنایعِ ماشین‌سازی، اتحادیه‌یِ کارکنانِ بهداشت ‌و درمان، اتحادیه‌یِ کارکنانِ خدماتِ عمومی‌یِ دی.سی.سی‌وهفت. (DC37) و…

این گسترده‌گی نشان‌دهنده­یِ پتانسیلِ نیروهایِ خواهانِ تغییر است، ولی این تجمعات باید سازمان‌دهی و قابلِ انتقال شود. حمایتِ سندیکاها نقطه‌یِ شروعِ مهمی است، اما کافی نیست؛ وقتِ آن شده که کارگرانِ آمریکا تمامِ پیوندهای‌شان با دموکرات‌ها را که بخشِ چپِ سرمایه‌داری است از بین ببرند و مستقل بشوند. وقتِ آن رسیده که حزبی کارگری، که ریشه‌اش در سندیکاها است، شکل بگیرد که بتواند همه‌یِ قدرت‌هایِ زنده‌یِ جامعه‌یِ آمریکا را به خودش جذب کند. کمپین برایِ تشکیلِ حزبِ توده‌ای‌یِ کارگران این راه نشان می‌دهد و سعی می‌کند این فکر را بین سندیکاها اشاعه بدهد. چیزی که ما در کوچه­هایِ نیویورک می‌بینیم شروعِ تسخیرِ جامعه و سیاست آمریکاست. چیزی لازم است که بتواند احساسات و خواسته‌هایِ مردم را سازمان‌دهی کند و جانی دوباره ببخشد و واسطه‌ای باشد که جامعه بتواند از پایین به بالا خود را سازمان‌دهی و بازسازی کند. شاید مردمی که دیروز اعتراض می‌کردند دقیقاً نمی‌دانستند چه می‌خواهند، ولی دقیق می‌دانستند که چه نمی‌خواهند و این نکته‌ای مهم است. ما شاهدِ یک تغییرِ مهم در سراسرِ جهان از تونس تا مصر و از مادرید تا آتِن هستیم. در یکایکِ این کشورها توده‌ها در صحنه‌یِ تاریخ حاضر شده‌اند. این تحولات به کشورهایِ مختلف ارتباطی ندارد، بل‌که بحرانِ جهانِ سرمایه‌داری را نشان می‌دهد که همان‌طور که روز را از پسِ شب نمایان می‌کند، خودش را به سمتِ یک حرکتِ جهانی در راستایِ انقلاب نشان خواهد داد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: