تنها همبستگی اجتماعی است که آینده را در خود دارد

 کار مشترکی از R.F  و  Luc Schrijvers. ترجمه از برناک جوان

توسط شورای دانش­جویان و جوانان چپ

کلماتِ بالا شعارِ مرکزی است که توسط سندیکاهای کارگریِ اروپا برای اعتصاب بزرگ و سراسریِ روز 14 نوامبر انتخاب شده است. برداشتِ سندیکالیست­ها از این شعار چنین است: «اروپا در بحران مالی عمیقی فرورفته که با زنجیرِ سیاست­های نئولیبرالیسم حفظ شده است. این شرایط در حالی­ست که تنها همبسته­ گی اجتماعی است که آینده را در خود دارد».

روزِ 14 نوامبر در سراسر اروپا و درواقع در مراکز اصلی سیاسی-اقتصادی اروپا اعتصاب خواهد بود. این اعتصاب و اعتراض در مبارزه بر علیه سیاست­های نئولیبرالیستیِ اتحادیه­ ی اروپا و به منظور یک همبسته ­گیِ اجتماعی شکل گرفته است.

بروکسل: قلبِ بیمارِ اروپا و اندام­ های بی­رمق

باید در مورد بروکسل به عنوانِ پایتختِ سیاسی اروپا چنین نوشت: مانند بسیاری از کشورها و شهرهای اروپا، بروکسل هم در بحران است. واقعیت بروکسل را باید در خیابان­هایش دید. یک سوم بروکسلی­ ها فقیر هستند، بیکاری نزدیک به 20 درصد که در محله­های مختلفِ شهر قابل مشاهده است، بیکاری جوانان که به مرز 50 درصد می­رسد و … . این بحران 25 درصد از سلامتی شهروندانِ بروکسلی را تهدید می کند. تمام این­ ها یعنی قلبِ اروپا بیمار و ضعیف است.

موجِ رو به کاهشِ طبقه­ ی متوسط از جنوب اروپا خود را به دیواره­های کشورهای شمال می­کوبد. بعد از یونان، پرتقال، ایتالیا و اسپانیا امواجِ بحران فرانسه، بلژیک و آلمان، هلند و حتی کشورهای اسکاندیناوی را دربرگرفته است. اندام­های بی­رمق با قلبِ سیاستِ بیمارِ آن در جستجوی راه­حل هستند و چشمِ امید به ساختمان­های شیشه­ای اتحادیه­ی اروپا دارد. برای درکِ این موجِ رو به گسترش مثالِ آلمان مناسب است: در آلمان که بیشترین ثروت را در شرایط بحرانی اروپا در اختیار دارد، اغنیا روز به روز ثروث­مندتر می­شوند. تنها 10 درصدِ آن­ها مالکِ بیش از نیمی از ثروت آلمان می­باشند و فقرا که بیش از 50 درصدِ جمعیت این کشور را تشکیل می­ دهند مالک تنها 1 درصد از ثروت کشور هستند!

واقعیت­ های انسانی

در بحرانِ فعلی، انسان­ها در پسِ ارقام و آمار قرار گرفته­ اند. دوران بحران، ضعیف­ ترین جوامع را شکل داده و روندی فرسایشی را حاکم می­کند. به فقرا، بی­خانمان­ ها، سال­مندان و جوانان و مهاجرین در کشورهای اروپایی نگاه کنید؛ ناامیدی بیداد می­کند. در حالی­که کماکان بحرانِ به این بزرگی در چارچوبه ­ی ثروت ­اندوزیِ عده  ­ای از مولتی میلیاردرها تعبیر و تفسیر می­شود و بانک­ ها مسبب اوضاع تلقی می­شوند، میلیون­ها انسان هستند که در سقوط و تباهی دست و پا می­زنند.

به دست­مزدهای کارگران و کارمندان دقت کنید؛ در یونان، اسپانیا، پرتقال و میلیون­ها کارگر در آلمان استثمار وحشیان ه­ای حاکم است. در ایتالیا تروییکا (صندوق بین­المللیِ پول – کمیسیون اروپا – بانک مرکزیِ اروپا) سیاست دولت کودتایی را ترتیب داد و در تقویم طبقه­ی حاکمه قرار داد. بازارِ بسیار پرثبات کار در بلژیک به­ زودی توسط دیکتاتوریِ صندوق بین­المللیِ پول –کریستین لاگارد- بازبینی خواهد شد، چون سیاست­های نئولیبرالی هنوز به حد کافی پیش نرفته است. چنین رقابتی در پیش­بُردِ سیاست­های ریاضت­کشی در شرایط بحران، ذاتِ سرمایه­داری است و بدونِ آن پیش نمی­رود.

اعتصاب یک اجبار است

شرایط و حقایق، آمار و واقعیات نشان­گر این است که امروزه اعتصاب در اروپا، فقط لازم نیست بلکه مسئولیت واجبی شده است برای مردمی که فقط کمی به آینده فکر می­کنند. مشکل بزرگ در این میان، این است که اجبار از طرف چه بخشی وارد می­شود و قرار است به چه خدمت کند؟

سندیکاها روزهایی در پیشِ رو دارند که می­توانند نقش ایفا کنند. شاید مانند گذشته بتوانند طبقه ­ی کارگرِ اروپا را به صف کنند. این همبسته ­گیِ سراسری نشانه­ هایی در خود دارد که سندیکالیست­ ها را به دنبال آن می­کشاند. یکی از اکتواِل­ترین منطق­ه ای امروزِ سندیکالیست­های اروپایی این­ست که همان­طور که رقابت مهم­ترین ارزش را در سرمایه ­داری دارد، همبسته­ گیِ ما سندیکاها نیز –همبسته­ گیِ طبقاتی- در برابر آن قرار می­گیرد. چه سرخ، چه سبز و چه آبی!

سندیکاها باید در برابر حذف و تخریبِ حقوقِ کارگران و مردمِ کارکن مبارزه کنند و خواسته ­های به حقِ خود را فریاد زنند. سندیکاها باید برای روزها و ماه­ها و سال­های پیشِرو هشیار باشند. سندیکاها باید محافظ مردمی باشند که سیستم خدمات اجتماعی­شان در معرض خطر است و باید از آن دفاع کنند. از این رو شعارِ «محکم و همبسته» تبدیل به شعارِ پیشرَویِ ایشان در برابر رقابت سرمایه­ دارانه شده است!

گرگ­ها با چشم باز می­خوابند

خوزه مانوئل باروسو در آخرین روزهای ماه اکتبر وقتی خبر اعتصاب عمومی و سراسری را شنید نطق جالبی کرد. وی بیان کرد که اتحادیه­ ی اروپا از اعتصاب سندیکاها حمایت می­کند! او دو واژه­ی خاص برای طرفین دعوا استفاده کرد. «ما» و «آن­ها».

واژه­ی «ما» یعنی همه­ی نیروهایی که خواهانِ از بین رفتنِ بحران هستند. یعنی همه­ی نیروهایی که باید با کمکِ هم بحرانِ فعلی را پشتِ سر بگذارند. این «ما» می­تواند هم شاملِ حاکمان باشد و هم محکومین. هم باروسو و مرکِل را شامل شود چون آن­ها نیز واقعاً در تلاش برای مهارِ بحران هستند و هم کارگران کارخانه­ های فورد و بنز و … که اسیرِ اخراج و تعدیلِ نیرو و درواقع بحران شده­اند.

واژه­ی «آن­ها» شاملِ معترضینی می­شود که سیاست­های سرمایه ­داری را افشا می­کنند و مبارزه­شان به مبارزه با سیستم گره خورده است!

فرانسوا اولاند رئیس جمهوریِ فرانسه در تاییدِ باروسو اعلام کرد که «ما» در مهارِ بحران متحد هستیم. مرکِل نیز با لبخندِ رضایت از آن­ها استقبال کرد.

حال برای ما سئوالاتِ بسیاری پیش می­آید: سندیکالیست­های اروپایی خوابند یا خود را به خواب زده­ اند؟ یا شاید مسخ شده­ اند؟ در روزِ 14 نوامبر چه خواهد شد؟ میلیون­ها کارگر اروپایی چه خواهند گفت؟ آیا رویایی برای رهایی از افسونِ اتحادیه ­ی اروپا و سندیکای اروپایی و سندیکاهای سنتیِ سازش­کار را خواهند دید؟ آیا به این فکر می­کنند که در هر کشوری لیستِ نیروهای سندیکایی و سیاسیِ اعتصابِ 14 نوامبر از پیش اعلام شده است و مبارزه­ی خشنِ پلیسی با نیروهای دیگر خارج از لیست صراحتاً توسط رسانه­ها اعلام شده است؟! آیا می­توانند با آگاهیِ طبقاتی و خودبه­خودیِ کارگری به معنای خشونت پلیس که به نامِ حمایت از اعتصاب اجرا می­شود پِی ببرند؟

فردا 14 نوامبر روزی ­است که آنارشیست­ ها و چپ­ های رادیکال در بسیاری از کشورها مانند ایتالیا و اسپانیا آماده­ی رزم با پلیس هستند. از ایتالیا و بخش­هایی از یونان خبر رسیده که از هفته­ها قبل مسیرهای شهری تحتِ کنترلِ دوربین­های پلیس قرار گرفته است. فردا 14 نوامبر می­توانست روزی باشد که فریاد مبارزه با سیستم سرمایه ­داری برای رهایی کارگران و کل بشر سرداده شود. روزی که فریاد بی­خانمان­ ها، مهاجرین و پناهنده­گان، زنان و بیکاران، جوانان و سال­مندانِ اروپا، با فریادِ زحمت­کشانِ همه­ ی دنیا عجین شده و بساط جنگ و ویران­گریِ سرمایه را به چالش بکشد. افسوس که فردا 14 نوامبر خبری از افق انقلابِ اجتماعی در خیابان­های اروپا نیست و به همبسته­گیِ اجتماعی قناعت شده است. به قولِ روبرتو دُرازیو کارگرِ انقلابی بلژیکی –ایتالیایی ­تبار- با این سطح از شعارها و این افق ره به جایی نخواهیم بُرد. انقلاب نیاز به چشمانِ باز در برابرِ سرمایه­ داری دارد. «گرگ­ها با چشمانِ باز می­خوابند».

 

 

http://www.dewereldmorgen.be/artikels/2012/11/07/voor-jobs-en-solidariteit-de-vuist-van-sociaal-europa-op-14-november
Bleri Lleshi http://blerilleshi.wordpress.com
http://www.pvda.be/nieuws/artikel/14-november-stakings-en-actiedag-over-heel-europa.html

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: