بایگانی دسته‌ها: آموزش

رصد دشمن با دوربین

بخش دوم- ابراهیم.ک

مارکس در جمع­بندیِ از تجاربِ تاریخی و تاکید بر ناگزیریِ خصلتِ قهرآمیزِ انقلابِ اجتماعی و کاربردِ زور برای سرنگونیِ دولت بورژوازی در مانیفست می­گوید: «پرولتاریا با سرنگون­کردنِ قهرآمیزِ بورژوازی سلطه­ی خویش را بنیان می­گذارد». (1) در بخشِ نخستِ سری یادداشت­های اسلحه جمع­بندی کردیم که مبارزه­ی انقلابی با دشمنانِ مردم، قهر­آمیز است، مبارزه­ی قهرآمیز خشونت­بار است، مبارزه­ی قهرآمیز و خشن با دشمنان یک جنگ واقعی است که بدون داشتن ابزارِ آن به پیروزی نمی­رسد و در کل «جنگ یک فن است که باید آموخته شود و ابزارِ آن باید صحیح به کار گرفته شود.» به قول کلاسویتس «جنگ در واقع تداومِ دیپلماسی با سایر ابزارها است.» جنگ ذاتا پدیده‌ای سیاسی است، نه صرفا رویارویی فنی و مکانیکی بین دو ارتش.

بحثِ ما در این نوشتار برخورد با نگرشِ غالب بر فعالین، طرف­داران و مخالفانِ مبارزه­ی قهرآمیز و به­کاربستِ زور و اسلحه است. درواقع موضوع، درک علمی از وضعیتِ مشخص است. بدونِ درکِ ایده­ها­ی به خواندن ادامه دهید


معرفیِ کتابِ «تعلیم و تربیتِ ستمدیدگان»

     Pedagogy of the Oppressed

Paulo Freire


                  

«تعلیم و تربیتِ ستمدیدهگان»

پائولو فریِر      

 

برناک جوان

«توجیهِ تربیت افرادِ تحت ستم، تضاد بین ستمگر و ستمدیده، و چگونهگیِ غلبه بر آن، مقولهی ستم و ستمگران، مقولهی ستم و ستمدیده است. آزادی؛ نه یک هدیه، نه چیزی خود دستاورد، بلکه یک فرآیندِ متقابل است.»

کتاب «تعلیم و تربیتِ ستمدیدهگان (1970)« * توسط نویسنده و مربی برزیلی پائولو فریِر 1921-1997(به پرتقالی فریری) نوشته شده است. او تحت تاثیر تربیت انتقادی Critical Pedagogy و از نظریه​پردازان آن بود. پائولو فریِر به غنی​شدنِ فلسفه​ای در آموزش کمک می­کند که فقط از آموزش​های کلاسیکِ افلاطون دریافت نمی​شود بلکه از متفکرینِ مدرن مارکسیست و آنتی​کلونیالیست برمی​خیزد. در این کتاب فریِر بارِ دیگر مفاهیمِ ستمگر و ستمدیده و تفاوت جایگاه اجتماعی این دو را این بار در پرتو آموزش موشکافی می​کند. فریِر در این کتاب مستقیماً به خاست​گاهِ فکری​اش رجوع نمی​کند ولی در جای​جایِ کتاب در چند نوبت به هگل و بیشترِ مواقع به آرای مارکس، انگلس، لنین، گرامشی، سیمون وِیل و دیگر متفکرانِ مارکسیست رجوع می​کند. این کتاب به چهار فصل تقسیم می​شود که در زیر هر فصل به​طور مختصر معرفی می​شود.

در فصل اول این موضوع بررسی می​شود که چگونه ظلم و ستم توجیه شده است و چطور می​توان به وسیله​ی یک فرآیند متقابل بین «ستم​گر و ستم​دیده» بر آن غلبه پیدا کرد. هم​چنین بررسی این​که چگونه توازن قدرت بین استعمارگر و استعمارزده پایدار باقی می​ماند. فریِر اذعان می​کند که فاقد قدرت -­­ ناتوان – در جامعه، می​تواند از آزادی وحشت​زده باشد. او می​نویسد که آزادی با تسخیر و فتح به دست می​آید و به افراد و جامعه تقدیم نمی​شود. این امر باید مسئولانه و پی​گیرانه دنبال شود. آزادی نه ایده​ای خارج از انسان و نه افسانه است بلکه شرط ضروری برای تلاش در راه کمال بشری است. بنا به نظر فریِر آزادی نتیجه​ی پراتیک و عمل آگاهانه خواهد­بود وقتی بین عرصه​ی تئوری و عرصه​ی عمل یک تعادل به­وجود آید.

در فصل دوم فریِر از استعاره​ی «بانک​داری» به عنوان نوعی رویکرد به آموزش و پرورش استفاده می​کند و آن را چنین تعریف که: دانش​آموزان مانند حساب​های بانکی خالی و باز هستند که معلمان و مسئولان آموزشی باید در آن​ها سپرده​گذاری کنند! فریِر این رویکرد «بانکینگ Banking» را رد می​کند و مدعی می​شود که این رویکرد منجر به از دست دادن صفات­انسانی هم در دانش​آموزان و هم در معلمان خواهد بود. او این رویکرد را تحریک شیوه​های ظالمانه در جامعه بر­می​شمرد. فریِر بیشتر مدافع رویکردِ جهان واسطه است که فرآیندی متقابل برای آموزش است که مردم را به عنوان موجودات ناکامل incomplete در نظر می​گیرد. بر طبق نظر فریِر؛ این رویکردِ «معتبر» به آموزش به مردم اجازه می​دهد که کاستی​های خود را دریابند و به سمت انسان متکامل پیش​رَوی کنند. این تلاش در استفاده از آموزش و پرورش که به معنی شکل دادن آگاهانه افراد و جامعه است conscientization نامیده می​شود که برای اولین بار توسط فریِر و در این کتاب به​کار برده شد. به خواندن ادامه دهید


ميللی مساله و آناديلده تحصيل حاقی


سولماز بهرنگ 

ميللي مسلنین قايناغي

فرانسيز و ائندوستري اينقيلاپلارييلا باشلاييپ 19. عصر آوروپاسيندان دونيايا ياييلان کاپيتاليست مودرنيته، دئولئت قاورامينين بوتونويله دئغيشمئسينه سبب اولوپ کونفئدئراتيو ايمپئرييالار (امپراتوري) يرينه رسمي ايدئولوژيسي ميللييتجيليک اولان ميللي-دئولت قورومونو اورتايا جيخاردي. ائگئمنليگيني تک ديل، تک کولتور و تک وطني پايلاشان هوموژئن بير جئميئتين ياني «اولوس»ون (ميللئتين) وارليگينا دايانديران ميللي-دوولئتين تئکجي (moníst) زيهنييئتي ميللي مسلنین اصیل قايناگيدير. کولتورئل فرقليليکلئري هوموژن ميللئت کيمليغينه قارشي تئهديت کيمي گؤرن ميللي-دئولئتلئر طرفيندن کيمليک اينکاري ویا اسيميلاسيونا (بئنزئشتيرمئيه) ماروز قالان «ائزيلئن ميللئت»لئرين «اوز موقادئراتيني تعيين هاککي» ايلک اولاراک سوسياليست رهبر لنين تارافيندان موهیم بير ايلکه اولاراک اورتايا قويولموشتور.

ميللي-دئولت باخيشيندان ديل و تحصيل

ميللي دولئتين و اونون ايدئولوژيک داياناغي اولان ميللييئتچيليغين هوموژئن ميللئت اينشاسي (nation- building) پروسه سينده يارارلانديغي ائن موهیم فاکتؤرلئردئن بيري ديل­دير. ديل، عيني حالدا ميللييئتچي ميللي دئولئتين اؤلکه سرحدلري ايچيندئکي فئرقلي ميللئتلئري آسيميله ائتمئه و «تک ميللت» حالينه گئتيرمه يولونداکي پوليتيکالاريندا دا باش­رولدادير. ديلين هئم ميللي بيرليغي تئمثيل ائدئن بير سئمبول هم ده نوفوسو دئغيشتيريپ دؤنوشتورمئيه يارايان بير آراچ اولماسي سببيله هر ميللي-دولت، ديلي کونترول ائتمئيه چابالار. ديل ايداره ائديلير، شکيللئنديريلير و حتا يئنيدئن ياراتيلير. هرکه‌سين بو ميللي ديلي دانيشماسي ايچين موختليف مئکانيزمالارا باش­وورولور. بو باغلامدا توم دولت فعالييئتلئرينين تک ديلده يوروتولمئسينه باشلانير و اولکه ايچينده فرقلي ديلي دانيشانلارا رئسمي ديل تحميل اولونور. به خواندن ادامه دهید


آموزش در سرمایه داری


 

گفتوگو  با  برتل اولمان

برگردانِ: نوشین آزاد

برتل اولمان یکی از بزرگ​ترین اندیش‌مندان و متخصصینِ مارکسیست می​باشد که در گروهِ علومِ سیاسی‌یِ دانش‌گاهِ نیویورک مشغولِ تدریس می​باشد. او به تدریسِ مقوله​یِ طبقات در تئوریِ سوسیالیسم، کمونیسم و دیالکتیک می​پردازد. اولمان به​طورِ جدی درگیرِ جنبش​هایِ ضدِ جنگ نیز بوده است. عمده​ترین کتاب‌های‌اش شاملِ

How to Take an Exam and Remark the World

Alienation

Dialectical investigations

Dance of the Dialectic

هستند و هم‌چنین اولمان خالقِ اولین صفحه​یِ بازی‌یِ مارکسیستی بوده است. او درکتاب​های‌اَش جهتِ تشریحِ چه‌گونه‌گی‌یِ تاثیرِ ساختارهایِ اقتصادی و اجتماعی بر روشِ آموزشِ دانش‌آموزانِ باسواد و بی​سواد از مثال‌ها، داستان​هایِ خنده​دار و لطیفه​هایِ زیادی استفاده کرده است.

 

پرسش: به​نظرِ شما آموزش چه نقشی در سرمایه​داری دارد؟

اولمان: طبقه​یِ حکم‌رانِ سرمایه‌داری نقطه​یِ شروعِ تفکر در بابِ نقشِ آموزش در سرمایه​داری می​باشد که چه‌گونه قدرت و ثروتِ خود را به​دست آورده​اند، چه چیزهایی را از جامعه​یِ بزرگ​تر می​خواهد؛ چیزهایی که خودشان قادر به تامین‌شان نیستند. حوزه​یِ آموزشِ دولتی به‌ترین روش جهتِ بررسی‌یِ حوزه‌هایِ مختلفِ خارج از حوزه​یِ اقتصادی در سرمایه‌داری می​باشد. اگر به مساله از این زاویه نگریسته شود دَرمی‌یابیم که آموزش در سیستمِ سرمایه‌داری‌یِ مسلط  انسان‌هایی با استعداد، آگاه و مفید را جهتِ تضمینِ کسبِ سود برایِ سرمایه‌داران تربیت می‌کند. اگر به مساله از این زاویه نگاه کنیم متوجه می‌شویم که آموزش اساسا برایِ این وجود دارد که راه‌هایِ مثبت ‌و منفی‌یِ زیادی جهتِ چنین آموزشی وجود دارد. روش‌هایِ مثبت که کاملا واضح هستند امورِ مهمی مثلِ عقاید، مهارت​ها و شیوه‌هایِ رفتاری به​گونه‌ای به مردم آموزش داده شوند که سرمایه‌داران بتوانند استفاده کنند.

روشِ منفی نیز به همان میزانِ روشِ مثبت مهم است. روش​هایِ منفی اغلب به​راحتی تشخیص داده نمی​شوند. اما این راه‌ها آن‌ها را مطمئن می‌کند که مردم برخی چیزها را یاد نگیرند و یکی از به‌ترین مثال‌ها جلوگیری‌کردن از یاد‌گیری‌یِ این‌که جای‌گزینی برایِ سرمایه‌داری وجود دارد، است. یکی از به‌ترین مثال‌ها چه‌گونه دورنگه‌داشتنِ مردم از دیگر روش‌هایِ انجامِ امور است که مثلا جانشین‌هایِ دیگری برای سیستمِ سرمایه‌داری نیز می‌تواند باشد. بنابراین شما آرا‌یِ سوسیالیستی را که عملا به کسی ارائه شده باشد پیدا نمی‌کنید، با استثنائاتی از دانش‌گاه‌هایِ بزرگ در شهرهایِ بزرگ جایی که بعضی سوسیالیست‌ها به مصلحت‌هایِ دیگری مشاغلی را اداره می‌کنند و به تعدادِ محدودی از دانش‌آموزان عرضه شده باشند.

پرسش: آزمون‌ها چه نقشی را در آموزشِ سرمایه‌داری دارند؟

اولمان: بسیاری از دانش‌آموزان متوجه شدند که آزمون‌ها دارایِ سوگیری هستند و به‌ترین روش جهتِ تشخیصِ کم‌ و کیفِ دانسته‌های‌شان نیست و چیزی را که نیلِ به آن مستلزمِ تفکرِ زیاد است در خود ندارند.

اما سپس فردی به تحقیقِ این مساله پرداخت که آزمون‌ها بیش‌تر از جنبه‌یِ آزمایشی‌شان می‌توانند جنبه‌یِ آموزشی نیز برایِ مردم داشته باشند. در هم‌خوانی با مارشال مک لوهان که در بابِ تلویزیون گفت: «رسانه یک پیام است.» اگر شما چنین روی‌کردی را اتخاذ کنید خواهید دید که آزمون‌ها روشِ عجیبی جهتِ سازمان‌دهی‌یِ مردم در الگوهایِ خاصِ فکری و حتا رفتاری دارد که این برایِ ادامه‌یِ حیاتِ سرمایه‌داری جنبه‌یِ کارکردی دارد. این به‌واسطه‌یِ انواعِ روش‌ها صورت می‌گیرد: آماده‌کردنِ مردم  برایِ این‌که سرِ وقت سرِ‌ کار بروند، آماده‌گی‌یِ مردم جهتِ انجامِ دستورهایِ بدونِ پرسش، آماده‌کردنِ آن‌ها برایِ داشتنِ رفتاری صحیح با بالادستان‌شان، آماده‌گی‌یِ آن‌ها در جهتِ داشتنِ برخوردِ درست با کاهشِ توفیقات‌شان و احتسابِ آن‌ها به‌عنوانِ شکستِ شخصی، یا چیزی که از نداشتنِ مطالعه‌یِ کافی و کم‌بودِ قابلیت‌هایِ ذاتی‌شان است. به خواندن ادامه دهید


آموزشِ آلترناتیو (گفت و گو با فکرت باشکایا)

آموزشِ آلترناتیو

بررسی‌یِ مورد‌ی‌یِ دانش‌کدهیِ آزاد و مرکزِ مطالعاتِ  خاورمیانه و ترکیه

گفت‌وگویِ رادیکال با دکتر فکرت باشکایا؛ مسئولِ دانش‌کده‌یِ آزاد و  استادِ اقتصادِ سیاسی‌یِ دانش‌گاهِ آنکارا

 


رادیکال: ابتدا از این‌که وقت‌تان را در اختیارِ نشریه‌یِ «رادیکال» قرار دادید از شما سپاس‌گزاریم.

– من هم از شما ممنونم.

رادیکال: به‌تر است مصاحبه را به دو بخش تقسیم کنیم. سوالِ ما در بخشِ اول درباره‌یِ دانش‌کده آزاد و بخشِ دوم درباره‌یِ چیستی‌یِ آموزش از نظرگاهِ مارکسیستی خواهد بود .

– از دانش‌کده آزاد سخن‌ام را آغاز می­کنم. دانش‌کده​ی آزاد در سالِ ۱۹۹۱ به شکلِ یک انجمن تاسیس شد و بعد از مدتی با فشارهایِ سیاسی تعطیل شد. من در آن زمان اساس‌نامه‌ای برایِ دانش‌کده​ی آزاد حاضر کردم که شهرداری(والی) آن را نپذیرفت. اما با این همه کارِ ثبتِ دانش‌کده را، با اساس​نامه­ای که نوشته بودم، برایِ یکی‌دوسال پی‌گیری کردم. بعدها من به دلیلِ نوشتنِ کتابی محاکمه و زندانی شدم. زندانی شدنِ من طبیعتا به پیش‌رفتِ کار ِموسسه صدمه زد و کارها عقب افتاد.

رادیکال: کتابِ» فروپاشی‌یِ پارادایم»؟

– بله، برایِ این کتاب زندانی شدم. من با یک دوراهی مواجه بودم: یا باید کارِ موسسه را تعطیل می­کردم، یا به شکلِ دیگری کار را پی می­گرفتم. آن زمان به سه شکل می‌شد این کار را ثبت کرد.  به شکلِ انجمن، یا شرکت و یا وقف. این سه شکل برایِ فعالیتِ اجتماعی وجود داشت. سنتاً در ترکیه موسساتِ وقفی اهمیتِ بالایی دارند، از این‌رو دولت با احتیاطِ بیش‌تری به موسساتِ وقفی نزدیک می­شود. با خودم اندیشیدم اگر دانش‌کده به صورتِ انجمن تاسیس شود دائما باید با پلیس روبه‌رو باشیم، اما اگر تحتِ قالبِ وقفی وارد کار شویم، کم‌تر با فشارهایِ  پلیس و امنیت روبه‌رو خواهیم شد. اما این حساب و کتابِ من خیلی هم درست از کار در نیامد؛ چرا که وقتی»فرومِ ترکیه و خاورمیانه» را بعد از آزادی از زندان در سال ۱۹۹۶ تاسیس کردم، این فکرِ من منطقی بود؛ اما بعد از یک‌سال، با کودتایِ پُست‌مدرنِ ۲۸ شوبات به موسسات وقفی هم فشار آوردند.(1)

شعارِ موسسه این است: با پول، هنر و علم امکان پذیر نیست.

دلیلِ وجودی‌یِ این موسسه این است که در ترکیه دانش‌کده‌ها و موسساتِ قضایی تماما (کلونیزه شده) و به شکلِ استثماری درآمده است. ماده‌یِ اولِ موسسه‌یِ ما نکته‌یِ تمرکزش علیهِ این وضعیت است. دومین ماده: در ترکیه عمیقا بیگانه‌شده‌گی‌یی اید‌ه​ئولوژیک و اروپا محور وجود دارد. گویی که ما نمی­توانیم واقعیتِ خودمان را  ببینیم و درک کنیم و باید هر چیزی را از اروپا به این‌جا انتقال دهیم، و این مسئله ما را نسبت به اجتماع و جغرافیا و در کل با خودمان بیگانه کرده است. به فرض اگر تو از فردی معمولی سوالی از ایران بپرسی چیزِ زیادی نمی­تواند بگوید، اما در موردِ اینکه هنرمندِ آمریکایی آخرین ازدواج‌اش با چه کسی بوده یا از چه کسی طلاق گرفته با جزئیاتِ تمام اطلاع دارند. بیگانه‌شده‌گی‌یِ ایده​ئولوژیکِ اروپا محور، در عینِ حال چیزی است که ایده​ئولوژی‌یِ رسمی را نیز تغذیه می‌کند؛ ماده‌یِ دومِ ما مقاومت علیهِ این وضع است.

دلیلِ سومِ وجودی‌یِ دانش‌کده‌یِ آزاد: موسسه‌یِ ما کانونی‌ست علیهِ نئولیبرالیسم، کاپیتالیسم و امپریالیسم. و چهارم: به‌ویژه با فروپاشی‌یِ شوروی، احیایِ آرمانِ سوسیالیسم است در برابر ضدیت‌ها و سرخورده‌گی­هایِ موجود. ما با در نظر گرفتنِ این اهداف،کلاس‌هایِ آموزشی برگزار می‌کنیم. در گذشته شعبه‌هایِ بیش‌تری داشتیم، اما فعلا در استانبول و آنکارا دو شعبه‌یِ فعال داریم.

قبلا نشریه‌ای منتشر می‌کردیم که فعلا انتشارِ آن را متوقف کردیم. از ماهِ آینده نشریه‌ای به نامِ «زمانِ پارادایمِ جدید» را منتشر خواهیم کرد. هم‌چنین در مسائلِ اجتماعی هم‌چون تغییرِ قوانینِ مبارزه با ترور و… برنامه‌هایی ترتیب می‌دهیم. در امرِ اطلاع‌رسانی فعال هستیم اما تا زمانی که رقصِ پرنورِ رسانه‌های دیگر هست زیاد نمی‌توانیم تاثیرگذار باشیم.وب‌سایتی هم داریم که هر پانزده روز یک‌بار به روز می‌شود. در سایت مسائلِ اجتماعی به‌روز و مقالاتِ عمومی تئوریک و روز‌نوشتِ من منتشر می‌شود. رژیمِ کنونی‌یِ ترکیه افرادی را که متفاوت می­اندیشند خائن، و مخالفین را دشمن قلم‌داد می­کند. زمانی که من در دانش‌کده‌یِ علوم‌سیاسی‌یِ دانش‌گاهِآنکارا دانش‌جو بودم، عضوِحزبِ کارگر بودم و اولین پرونده‌یِ دادگاهی‌یِ من به جهتِ تبلیغِ کمونیسم در سالِ ۱۹۶۵ باز شد. تا سالِ ۲۰۰۵ این محاکمات ادامه پیدا کرد. دو بار زندانی شدم. یک‌بار نیز تبعید شدم.

رادیکال: آیا اساتیدِ دیگر، از شما و موسسه‌یِ شما حمایت می‌کنند؟ واکنشِ روشن‌فکرانِ چپِ ترکیه نسبت به این‌گونه مراکز چه‌گونه بوده است؟

– این‌جا مرکزی داوطلابانه است. من تمامِ ۲۴ ساعتِ خود را صرف این مرکز می‌کنم. هم من و هم دیگر اساتید هیچ‌کدام از فعالیتی که در این مرکز انجام می‌دهیم پول دریافت نمی‌کنیم. نه برایِ کتاب‌هایی که نگاشته می‌شود و نه برایِ مقالات و ترجمه‌ها و کلاس‌هایِ آموزشی. اساتیدی هم که در این مرکز ما را یاری می­کنند دانش‌گاهیانی هستند که خود را سوسیالیست می‌دانند و رادیکال به موضوعات نگاه می‌کنند. در کنارِ این افراد کسانی نیز هستند که دانش‌گاهی نیستند اما روشن‌فکر هستند و در برگزاری‌یِ کلاس‌هایِ آموزشی ما را یاری می‌کنند.

  به خواندن ادامه دهید


آموزش در سرمایه داری و آموزش در کمونیسم


مصاحبه
­ی رادیکال  با رفیق امیر حسن پور

 

 «دکتر امیر­ حسن­پور» کار سیاسی خود را در دوران دبیرستان در مهاباد شروع کرد و در جنبش­دانشجویی دهه 1340 در تهران فعالیت می­کرد. او به دنبال آشنایی با مارکسیسم هنگام تحصیل در دانشگاه تهران و دانشسرای عالی، به تحقیق وسیعی راجع به تاریخ اجتماعی – اقتصادی کردستان و تحولات فرماسیون فئودالیسم و مبارزه­ی طبقاتی دست زد. در اوج شکوفایی انقلابی 1968 در آمریکا و فرانسه بود و با مبارزات انقلابی این دو کشور از نزدیک آشنا شد. بعد از 1972 به «کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی» پیوست و در جریان شرکت در مبارزات ضد­جنگ ویتنام و دیگر جنبش­های اجتماعی در آمریکا، به آزمودن انشعاب بزرگ در جنبش بین­المللی کمونیستی و انقلاب فرهنگی پرولتاریایی در چین و پروسه­ی پاگرفتن جنبش نوین کمونیستی پرداخت. بعد از انقلاب، بیشتر در کردستان به فعالیت سیاسی مشغول بود و در سال­های اخیر برای آشنایی با تجربه­ی انقلاب به کشورهای خاورمیانه، نپال و کوبا مسافرت کرد. در دو دهه­ی گذشته در دانشگاه­های کانادا به تدریس و تحقیق درباره­ی جنبش­های اجتماعی خاورمیانه، رسانه­ها و ارتباط جمعی و مسائل تئوری و متدولوژی مشغول بوده است.

رادیکال: بحث خودمان را با بررسی کلی چهارچوب تاریخی آموزش ـ تعلیم و تربیت ـ در دو نظام سرمایه­داری و سوسیالیستی آغاز می­کنیم. و این که چرا آموزش در سوسیالیسم تا این حد مهم است؟

 آموزش و پرورش هم درسرمایه داری و هم سوسیالیسم نقش مهمی در پروسه­­ی تولید و بازتولید اجتماعی دارد اما خصلت و نقش آن در سوسیالیسم، که دوران طولانی گذار به کمونیسم است، با سرمایه داری فرق اساسی پیدا می­کند.  بررسی و تحلیل درست از آموزش، چه در سرمایه داری چه در سوسیالیسم، بدون در نظر گرفتن جایگاه آن در شیوه­ی تولید و پروسه­ی انقلاب میسر نیست.

تفاوت آموزش در این دو نظام قبل از هر چیز به این واقعیت بر می­گردد که نظام اقتصادی سرمایه­داری بطور خودبخودی یعنی بدون برنامه­ریزی از طریق یک مرکز، یک حزب، و یک دولت شکل گرفت آنهم در پروسه­ی طولانی فروپاشی جامعه­ی فئودالی. روابط سرمایه­داری ابتدا به شکل سرمایه­داری تجاری در هلند و ایتالیا و پرتقال و اسپانیا و انگلستان و سپس سرمایه­داری صنعتی در انگلستان و فرانسه و آمریکا و سایر کشورها رشد کرد.  خود­ به خودی بودن گذار از فئودالیسم به سرمایه­داری به این معنی نیست که آگاهی، فکر، سیاست و مبارزه طبقاتی نقشی در این تحول تاریخی نداشته­اند.  برعکس، در پروسه­ی زوال فئودالیسم و پیدایش سرمایه داری، جنبش­های اجتماعی بویژه مبارزات دهقانی نقش مهمی داشته­اند اما بحث بر سر این است که سرمایه­داری بدون برنامه­­­ی از پیش فراهم شده رشد کرد در حالیکه کمونیسم به طور خودبخودی بوجود نمی­آید و فقط در پروسه­ی مبارزه­ی آگاهانه و با برنامه، از طریق رهبری حزب و به کارگرفتن ارگان دولت ساخته میشود. در هر دو مورد، مبارزه­ی طبقاتی عامل اصلی این دگرگونیها است. به خواندن ادامه دهید


نئولیبرالیسم و کنترلِ معلمان

نئولیبرالیسم و کنترل معلمان، دانش آموزان و یادگیری:
ارتقای استانداردها، استانداردسازی و مسئولیت پاسخگویی

 


دیوید هرش (David Hursh )

برگردانِ: ن. الف

 

 

 1. از عصر ریگان، آموزش در ایالات متحده به صورت فزاینده​ای به ابزاری برای پاسخ به نیازهای رقابتیِ شرکت​های چندملیتی (3) در بازارهای جهانی تغییر شکل داده است. این تغییر شکل با طرح یک ملت در معرض خطر شروع و با گردهم​آیی​های مقامات عالی آموزشی در ساختمان​های مرکزیِ IBM ادامه پیدا کرد، و با بسط دادنِ آزمون​های استاندارد شده و تقاضا برای پاسخ​گویی آموزشی منجر به شکل​گیریِ مقوله​ی آموزش در قالبی جدید شد، قالبی که اکنون از سیاست​های نئولیبرالیستی حمایت می​کند و به وسیله​ی دولت و شرکت​های چندملیتی ارتقا داده شده است. در این مقاله من تحلیلی فوکویی- مارکسیستی از تاثیراتِ سیاست​های اقتصادیِ نئولیبرالی بر آموزش، و زنده​گیِ معلمان و دانش​آموزان ارايه می​دهم.

2. در بخش اول، بر ظهور اقتصاد نئولیبرالی و منطق ابزارگرایی و کاهش خدمات دولتی و تعریفی دوباره از فردیت به عنوان انسانی خرد ورز، منفعت طلب و رقابت​جو که می​تواند در بازار رقابت کند(پیترز، 1994)، تمرکز خواهم کرد. همان​گونه که مارکس بیش از یک​صدوپنجاه سال قبل پیش​بینی کرده بود، تحتِ سلطه​ی سرمایه​داری، افراد تنها بر مبنای مشارکت اقتصادی​شان به عنوانِ تولیدکننده یا مصرف​کننده ارزش​گذاری می​شوند یا همان​گونه که مارکس و انگلس نوشتند: سرمایه​داری «بین هر انسان و انسانِ دیگر پیوندی جز منفعتِ شخصیِ آشکار، پرداختِ نقدیِ بی​عاطفه، و محاسباتِ خودخواهانه باقی نمی​گذارد» ، «همه​ی انسان​ها به جایگاه کارگرانی مزد بگیر تنزل پیدا می​کنند». (مارکس و انگلس، 1952، ص 24)

3. سپس به بررسی پیامدهای این امر بر امر آموزش می​پردازم: این​که چگونه امر آموزش تنظیم و کنترل می​شود، چگونه دانش​آموزان، معلمان و مدارس ارزیابی می​شوند، و به چه نوع تفکر و دانشی بها داده می​شود. به ویژه در این مورد بحث خواهم کرد که علی رغم تاکید سیاست​مداران محافظه​کار مبنی بر عدمِ دخالت دولت در زنده​گیِ شخصیِ افراد، در حقیقت عکسِ این قضیه اتفاق افتاده است. در حالِ حاضر دولت با به کارگیریِ متخصصان به وسیله​ی شیوه​های فنی​ای مانند حساب​رِسی و بازرسی، از راهِ دور دخالت خود را انجام می​دهد (بری و هم​کاران، ص11). سیاست​گذارانِ آموزشی(عمدتا متشکل از دولت​مردان و شرکت​ها) این دخالت را در تقاضای خود برای استانداردها، آزمون​ها و مسئولیتِ پاسخ​گویی منعکس می​کنند.

به خواندن ادامه دهید


جایگاهِ آموزش در ایران

برناک جوان/ پژمان رحیمی

نهاد آموزش در جامعه​ی ایران مانند سایر عرصه­های فرهنگی و اجتماعی نقش ویژه و مهمی را در تحکیم جهان بینی حاکم بر جامعه دارد. مهم­ترین نقش این نهاد، پرورش میلیون​ها دانش­آموز و دانش­جو بر اساس ایده​ئولوژی حاکم و تربیت نیرو برای حفظ ساخت اجتماعی موجود است. آموزش و پرورش در ایران به​طور مستقیم با ساختار سیاسی کشور مرتبط شده و ایده­های آن را به اجرا می­گذارد ولی از طرفی هر روز آشتی­ناپذیری خود و تضاد خود را با این ایده­ها در سطوح مختلف نشان می­دهد. شاهد این مدعا این است که از زمان آغاز به کار مدارس امروزی در ایران و در دوره­های مختلف شاهد نقش انکارناپذیر فعالین این عرصه – از دانش­آموز گرفته تا اساتید – در مبارزات و رهبری آن­ها بوده­ایم. بنابراین بررسی این نهاد را با همین گسترده­گی باید در نظر گرفت.

نظام آموزش و پرورش نوین ایران از کودکستان­ها، دبستان­ها، مدارس راهنمایی، دبیرستان­ها، دانش­گاه­ها و مؤسسات آموزش عالی تشکیل شده است. مقدمات ایجاد این نظام، از زمان تأسیس دارالفنون، در سال 1228 شمسی و با تاسیس وزارت علوم فراهم شد و بعد از انقلاب مشروطیت به تدریج سازمان و تشکیل یافت. پس از آن شاهد گشایش مدارس ویژه توسط مسیونرهای مذهبی بودیم که عمدتاً در تقابل با مکتب​خانه­ها قرار داشت، و این روند در دوران رضاشاه ادامه داشت تا گشایش دانش­گاه تهران در سال 1313 که دوره­ی جدیدی را در آموزش شاهد بودیم. در دوره­ی محمدرضا شاه تلاش بسیاری شد تا نهاد آموزش به­صورت مدرن درآید و تا حدی متناسب با تحولاتی شود که در عرصه­ی اقتصادی داخلی و در سطح جهانی رخ داد. این مورد مستلزم این بود که نهاد آموزش تا حد زیادی از سیطره­ی روحانیت و به​طور کلی مذهب خارج شود. با همه­ی مخالفتی که از سوی روحانیت شیعه شد اما در نهایت رژیم پهلوی توانست دانش­گاه­ها و مدارس مدرن را در ایران مستقر سازد. اما نتیجه­ی این عمل دوگانه بود یعنی نیروی متخصص و جدید برای ساخت سیاسی- اقتصادی جدید تربیت می­شد در حالی که قدرت سیاسی دیکتاتوری شاه را نیز با چالش روبه­رو کرد. دانش­جویان مهم­ترین مخالفان رژیم شاه بودند و رژیم پهلوی با تناقض بزرگی روبه­رو شد. شاه هم می­خواست فیگور دولت مدرن و غربی را حفظ کند و هم نمی­توانست مخالفت سیاسی را تحمل کند بنابراین هر نوع صدای مخالف را سرکوب می­کرد و دانش­جویان از مهم­ترین اقشاری بودند که مورد سرکوب قرار گرفتند. در نهایت مبارزات دانش­جویان در هم​راهی با مبارزات کارگران  از مهم­ترین عواملی بودند که سرنگونی رژیم شاه را موجب شدند. باید خاطر نشان کرد که سازمان­های سیاسی آن دوره – سازمان­های علنی مانند ملی­ها و مذهبی­ها و زیرزمینی مانند کمونیست­ها و مجاهدین – بیشترین کادرها و اعضای خود را از میان دانش­جویان و دانش­آموزان جذب کردند و در کوران انقلاب هرکدام شاخه­های دانش­آموزی و دانش­جویی داشتند. به خواندن ادامه دهید


مارکسیسم و دانشگاه ها


بِرتل اُلمان

برگردانِ: پویا.ش.م

نقشِ مارکسیسم در دانش​گاه​ها نسبت به نقشِ دانش​گاه​ها در مارکسیسم کمی مبهم است، اما شاید با تاباندن کمی نور به وسیله​ی بازبینیِ پاسخِ کم​تر شناخته شده​ی مارکس به اسطوره​ی باستانی رومی، هر دو موضوع روشن شود.

کاکوس یک موجود اساطیری رومی بود* که گاوهای نر را با عقب​عقب کشاندن آن​ها به داخل لانه​اش می​دزدید، به​طوری که ردپاها نمایان​گر این باشد که گاوها از آن​جا خارج شده​اند. مارکس پس از نقل قول لوتر در مورد این داستان، اعلام می​کند»یک تصویر عالی،که مناسب سرمایه​دار  به صورت عمومی است،کسی که وانمود می​کند چیزی را که وی از دیگران گرفته و به لانه​ی خویش آورده، از خود او سرچشمه گرفته است و به علت عقب کشیدن به ظاهر این را می​نمایاند که از لانه​ی او بیرون آمده است». سرمایه​داران خود را تولید کننده​گانِ ثروت، ایجاد کننده گانِ شغل ها، اهداکننده گانِ و بانیان خیر عمومی معرفی می کنند. رسانه(رسانه ی آن ها) معمولن به عنوان «صنعت» به آن ها اشاره می کند. آیا این توصیفی است صحیح از این که آن ها چه کسانی هستند و چه کاری انجام می دهند؟ آنچه به روشنی از مثال کاکوس بر می​آید یعنی آن​چه که مارکس و مارکسیست​ها ایده​ئولوژی بورژوازی می​نامند، وقایع را آن​گونه که سعی دارد با به غلط تفسیر کردنِ آن وارونه جلوه دهد، تحریف نمی​کند. همه​گی قادر به دیدن ردپاهایی هستند که آن​جا وجود دارند، اما اگر ما خود را محدود کنیم به چیزی که فورا ظاهر می​شود(موضوع مبحث علوم اجتماعی» تجربی») ما به این نتیجه خواهیم رسید که این دقیقا در تضاد با حقیقت است. تنها اگر ما چیزی را که منجر به رویداد مورد بحث و شرایط دربرگیرنده آن شد بیازماییم(تاریخ واقعی و نظام رویدادهای تحقق یافته​اش) می​توانیم به درک و چرایی این​که واقعا چه اتفاقی رخ داده است امید داشته باشیم. در مورد سرمایه​داران، تنها با بررسی این​که آن​ها چگونه ثروتشان را از نیروی کار اضافی نسل​های قبلی کارگران به دست آوردند(تاریخ) و چگونه قوانین، رسوم و فرهنگ ما به سمت تمایلات آن​ها سوق داده می​شوند(ساختار). می​توانیم ببینم این سرمایه​داران نیستند که به جامعه خدمت می​کنند بلکه این جامعه است که به آن​ها خدمت می​کند. گرچه بسیاری از مارکسیسم به خاطر تاکیدش بر پروسه​های اقتصادی انتقاد یک​جانبه کرده​اند، اما مارکسیسم به درستی تنها تحلیلِ همه​جانبه از سرمایه​داری به عنوان یک سیستم اجتماعی است. این تحلیل شامل یک نمای کلی از رویدادهای مختلفِ منفصل و اختیاری است، و به کرات این معنی حاصل می​شود که این دقیقا ضد چگونه​گی عمل​کردِ این رویدادها در داخل سرمایه​داری می​باشد. هنوز بعضی از مردم به پرسیدن این پرسش ادامه می​دهند که: آیا باید مارکسیسم در دانش​گاه تدریس شود؟ اگر ما به چشمانمان اجازه بدهیم که از سردرگمیِ ردپای باقی​مانده از گاوهای نر کاکوس در بیایند، سپس ما قادر به دیدن سوال صحیح خواهیم بود: آیا یک موسسه​ی آموزشی که مارکسیسم تدریس نمی​کند، شایسته​گی این را دارد که دانش​گاه خطاب شود؟ مهم​ترین پژوهش​گران غیر مارکسیست در هر رشته​ای از شرکت مارکسیسم در آن، که حداقل باعث مطرح کردن سوالات بزرگ​تری شد قدردانی می​کنند و تفاسیر کلی​نگرانه​ای که مارکسیسم را در برابر روی​کردهای ارتدوکس​ها، بزرگ​ترین آلترناتیو در تاریخ و اقتصاد می​سازد به اندازه​ی کافی تصدیق می​کنند.(مانده تا علوم سیاسی به این مرتبه برسد) سرمایه​داران و آنان که مارکس «خدمت​کاران ایده​ئولوژیک» نامید، همان کسانی هستند که اعتراض می​کنند تدریس مارکسیسم باعث «تلقین فکری» می​شود…؟ خب!! هم​چنان که کاکوس تمایل داشت مردم را از پی بردن به این​که چه اتفاقی در غارش می​افتاد دور نگاه دارد.■

منبع:

http://www.nyu.edu/projects/ollman

* کاکوس: راهزن افسانه​ای معروف که در کوه اون​تن واقع در نزدیکی تیبر به ایتالیا ماوی داشت. (لغت​نامه​ی دهخدا)


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: