بایگانی دسته‌ها: سیاسی

اسلحه – بخش سوم

گریز و پرتاب سه راهی

ابراهیم.ک

یک موضوع باید روشن شود تا بتوانیم به حرکت خود ادامه دهیم. در شماره ی قبل به یکی از نظرات غالب بر افکار جوانان اشاره کردیم: «با تغییر شکل جنگ های امروز و تجهیزات نظامی پیشرفته ای که به کار گرفته می شود، مبارزه ی مسلحانه پارتیزانی یا جنگ و کلاً تدارک برای کارِ مسلحانه بی فایده است!» در همان شماره برخی واقعیات مادی را به میان کشیدیم تا بتوانیم از آن ها حرکت کرده و با جسارت با آن ها روبه رو شویم. چراکه تنها با حرکت از واقعیات و با حرکتی روش مند است که امکان ترسیم افق انقلابی را داریم. مارکس و انگلس از نزدیک وقایع تاریخی مانند جنگ داخلی در آمریکا، جنگ های گوناگون در اروپا و دیگر نقاط را دنبال کردند و تلاش شان این بود که بتوانند رابطه ی درستی بین واقعیات مادی موجود برقرار سازند. تجربه و بررسی دقیق آن ها از خیزش کارگران در پاریس و اولین حکومت کارگری -کمون پاریس-، بسیار باارزش بود. آنها این اصل پایه ای مارکسیسم را به صورتی استوار بنا نهادند که نابودی سرمایه داری برای پیشرفت به جامعه ی بی طبقه یا کمونیسم، مستلزم سرنگونی به خواندن ادامه دهید


و این صدای تاریخ است

دربارهی دادگاه رسیدگی به  کشتار زندانیان سیاسی در دههی 60 «ایران تریبونال»

صلاح­ الدین آکتاش

مرحلهی نخست دادگاه رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه ی 60 و جنایات رژیم جمهوری اسلامی، موسوم به ایران تریبونال که به همت و تلاش تعدادی از زندانیان سیاسی سابق و فعالین سیاسی تشکیل شده بود، در روزهای 29 خرداد تا 2 تیر 1391 (18 تا 22 ژوئن 2012) در لندن برگزار شد. اهمیت اصلی دادگاه به این دلیل بود که بیش از 80 نفر از زندانیان سیاسی سابق، نزدیکان و خویشان و فرزندان و همسران و پدران و مادران اعدام شدگان و شکنجه شدگان در یک عرصه عمومی علیه رژیم جمهوری اسلامی و سی سال شکنجه و کشتار و اعدام و زندان، به ویژه در دهه ی 60 شهادت داده و به نوعی اعلام جرم کردند. آنان از سلول های انفرادی گفتند و ماه ها تنهایی، از بازجویی های مداوم و شکنجه های هولناک، از کابل و سوزاندن و آویزان کردن، از پاهای پاره پاره شده به خواندن ادامه دهید


درسهای امروز و 31 سال سرکوب

 

بازهم 30 خرداد رسید. در خرداد ماه گذشته شاهد وقایع مهم و بعضاً دردناکی بودیم. ‫

‫در فضای سیاسیِ کشور، تکلیفِ مجلس روشن شد. بازیِ انتخاباتی دیگری انجام شد و ‫ترکیبِ مجلس شورای اسلامیِ رژیم تغییر ‫دیگری پیدا کرد. برخی بازی گران تعویض شدند و ‫مجلس و هیات رئیسه ی آن یک دست شد. باندِ ‫لاریجانی توانست دار و دسته ی احمدی نژاد را ‫مغلوب کند. حالا باندِ دولت و مجلس و رهبری ‫را داریم به اضافه ی رفسنجانی! همه شان هم در ‫سپاه نیرو دارند!

آن ورتر، در شهرهای سوریه حمامِ خون دیگری به راه ‫افتاده و این بار دستانِ آلوده به خونِ سپاه پاسدارانِ ‫رژیم اسلامی به وضوح از پرده بیرون آمد. این بار صدایِ کشورهای غربی و تاییدِ فرمانده ی سپاه در این-مورد ‫هم زمان بلند شد و بر نقش ویژه ی سپاه در ‫کشتارِ مردم و کودکان بی پناه اشاره کردند.

‫در کشور، دورِ دیگری از فشار و خفقان آغاز شده ‫و این بار به خواندن ادامه دهید


هجوم جمهوری اسلامی به مجامعِ علنیِ کارگران

رحیم اهوازی

جمهوری اسلامی از ابتدای قدرت‌گیری خود همواره مراکز  دانشجویی و کارگری را مورد سرکوب قرار داده است. با انقلاب فرهنگی دانشگاه‌ها را به تعطیلی کشاند و هزاران دانشجو را اعدام کرد و یا بسیاری مجبور به ترک تحصیل و فرار از کشور شدند. نهادهای کارگری و سندیکاهای کارگران را سرکوب کرد و بسیاری از فعالین طبقه‌ی کارگر که شامل کمونیست‌ها و هواداران سازمان‌ها و احزاب سیاسی چپ‌گرا هم می‌شد را اعدام و سرکوب کرد. شوراهای اسلامی کار با اجیر کردن نیروهای حزب اللهی و وابسته به حکومت در مراکز کار تشکیل شدند و خانه‌ی کارگر به عنوان نهادی امنیتی علیه منافع کارگران و سرکوب حضور مستقل کارگران دوباره برپا شد. رژیم حتا آوردن نام سندیکا را هم جرم تلقی کرد و هر گونه تشکل‌یابی کارگران خارج از چهارچوب تعیین شده‌ی حکومتی را سرکوب کرد. مبارزه و مقاومت کارگران علیه ستم رژیم حاکم از همان سال‌های نخست دهه‌ی شصت اگر چه کم‌رنگ بود ولی به خواندن ادامه دهید


تَک یول دِوریم

الناز احمدی

خرداد ماه، در تقویم سیاسی ممالک محروسه‌­ی ایران، ماه عجیبی است. از ابتدا تا انتهای­‌ا‌ش را ردی از خون و مبارزه به هم پیوند می­زند. آن­ هنگام که پیشگامی این مبارزه با انقلابیون بود، کیفیت جنگ، نوید رهایی می­داد و اکنون در غیاب عنصر آگاه و سازمان­دهِ انقلابی، رهبری خشم و کینه­ی مردم نسبت به حاکمیتِ سرمایه و ارتجاع آ در دست نیروهایی قرار گرفته که در تحلیل نهایی در جبه‌ه­ی ارتجاع ایستاده­اند. سرکوب وحشیانه­ی انقلابیون در همه جای ایران و نیز در آذربایجان، صحنه را برای مانورهای بیشتر ارتجاع فراهم کرد. اما ضرورت­هایی که انقلاب را ممکن کرده بود، از دستور کار خارج نگشت. در هر گوشه­‌ای درون هر تضادی، با هر شکل و کیفیتی، این تضادها به رشد درونی خود ادامه دادند و نمودهای متفاوتی را در نتیجه­‌ی سی سال انباشت به صحنه کشاندند. رادیکالیزم در جنبش زنان، مبارزات ملی خلق­های تحت ستم، شورش مدام جنبش دانشجویی و جوانان و مبارزات طبقه­‌ی کارگر اثبات این ادعا است. در آذربایجان نیز این پروسه­‌ی حذف رهبری انقلابی، هزینه­‌ی زیادی را به خواندن ادامه دهید


زیرِ بازارچه فوتبال!

نگاهی به شباهت­‌های فوتبال و سرمایه­‌داری ایران

علی اصغر استاد اسدی

 فوتبال در عرصه­‌ی جهانی، به­‌ویژه در سه دهه­ی اخیر بیش از آنکه ورزش باشد، یکی از شاخه­‌های پر سود و منفعت سرمایه است که به طرز عجیبی خصلت و ماهیت سرمایه­ی جهانی را در خود متمرکز کرده است و قویاً با سیاست و سیاست­مداران بورژوا پیوند خورده است. به بهانه­ی شروع فصل نقل و انتقالات در لیگ فوتبال ایران کوشیده­ایم نگاهی گذرا به نسبت این ورزش با سرمایه­داری ایران بیاندازیم. به ادعای ما فوتبال ایران در سال­های اخیر بیش از هر زمان دیگری آیینه­ی خصلت نمای بورژوازی ایران است. البته سرمایه­داری و بورژوازی ایران پیچیده­تر از آن است که بتوان در مطلبی کوتاه و با محور قرار دادن فوتبال ماهیت آن را تببین کرد.

سردار مدیرها: همزمان با ورود نظامیان خصوصا سپاهیان به حوزه­های گوناگون سرمایه­داری ایران، سر و کله­ی فرماندهان سپاه و «سربازان گمام امام زمان» و کمیته­‌چی­های سابق در به خواندن ادامه دهید


دو نسلِ سرخ

به پیش گاه نبرد سرخ رفقای مان

اولدوز درخشان

 گفتند: نسلِ جنگ و آوارگی، نسلِ آشفتگی و خفقان، نسل بی امید و بی ترانه بی سرود، گفتند: نسلِ بی سوال، نسلِ صف­ های طولانی و  ریخت و قیافه­ های اخمو، نسلِ بی خاطره، بی ریشه، نسلِ ارتشِ بیست میلیونیِ خمینی، رای بیست میلیونیِ خاتمی و توهم میلیونی سبز. نسلِ سانسورِ تاریخ و سیاست و هنر، گفتند: بچه­ ی دهه­ ی شصتی، افسرده، خشمگین و قهر، نسلِ مسجد و حسینیه و نوحه، نسل آژیر خطر و بمباران و تابوت های خالی، گفتند: غنچه­ های انقلاب، نسل دهه­ ی فجر و آذیین مدارس و دعا به جان رزمندگان اسلام. این همه را گفتند و با افسون این همه دروغ دیواری برگردِ نسل من کشیدند. دیوارِ بی اعتمادی به خود و به آینده، دیوار قهر،  دیوار ناامیدی و یاس. آنقدر گفتند تا باورمان شود نمی توانیم، نمی شود، ممکن نیست، تنها راه رهایی، رای مقلدانه! صحنه را استادانه چیدند، تا بی پرسشی بپذیریم و سرنهیم، اما ریشه­ های نسل ما به خون سرخ­ ترین آلاله ­های آتشین انقلاب سیراب بود. از پس این همه دروغ سرانجام ریشه­ ها استوار شد، قد برافراشت و بر ضد هرچه به خواندن ادامه دهید


چپ کارگری یا گریز از آگاهی!

برناک جوان

 سه زاویه، سه تفاوت!

 انتخاب این موضوع به دو دلیل ضروری است: اول این­که ریشه در اختلافِ تاریخیِ در جنبش کمونیستی دارد و در میانِ نسلِ انقلابی و فعالینِ چپ دهه­ی 80 شمسی ایران نیز به تعاریف، مرزبندی­ها و انحرافاتِ معینی پا داده است. دوم این­که در شرایطِ ضعفِ جنبشِ کمونیستی و افتراق فعالینِ آن، روشن کردن این تعاریف، سره را از ناسره جدا کرده، درک­های التقاطی و غیرعلمی را افشا کرده و در برابر هجمه­ی نئولفت­های چپ­نما، راست­ها و لیبرال­ها یک مشیِ انقلابی را پیش می­گذارد. در واقع مساله­ی اصلی برایِ ما، روشن کردنِ نتایج و کاربرد سیاسی- عملیِ این تعاریف و تفاسیر است و آموزشِ خودمان برای اتخاذِ مسیر صحیح.

 

زاویه­ی اول؛ چپِ واقعی کیست؟

برخلافِ سنتِ طرف­دارانِ «چپِ کارگری»، برای تعریفِ چپ به مارکس رجوع می­کنیم. چپ(کمونیست) کیست؟ از نقطه نظر مارکسیسم، چپِ واقعی به کسی اطلاق می‌شود که به خواندن ادامه دهید


نسبت آگاهی کمونیستی و جنبش خودانگیخته­ی کارگران در چه باید کردِ لنین

عباس شاد

اهمیت تاریخی چه باید کرد– بیش از 110 سال از نگارش چه باید کرد لنین می­گذرد. اثر جاودانه­ای که از بدو انتشارش تا به امروز مورد توجه بسیاری از محافل و جریانات مارکسیستی و ضد مارکسیستی قرار گرفته است. هنوز در دفاع یا در رّد یا شرح چه باید کرد بحث‌های حادی در جریان است. کمتر حزب و سازمان سیاسی یا شخصیت فکری کمونیست و رهبر انقلابی است که از زمان لنین تا کنون پیرامون این اثر بحث نکرده باشد. به جرأت می­توان گفت چه باید کرد اگر مشهورترین اثر لنین نباشید دستِ کم یکی از تأثیرگذارترین آثار او است. نکته­ی قابل توجه این است که تضادهایی که لنین در دوره­ی نوشتن چه باید کرد در روسیه­ی اوایل قرن بیستم با آن روبرو بود و این جزوه اساساً در پاسخ به آن تضادها نوشته شد، امروز نیز به اشکال گوناگون البته در فرم­های پیچیده­تری پیش پای جنبش بین­المللی کمونیستی و از جمله جنبش کمونیستی ایران قرار دارند. مساله­ی لنین در آن سال­ها به خواندن ادامه دهید


درباره­ی کنترل کارگری خودرهاییِ کارگران علیه‌ رهایی طبقاتی

  اولدوز درخشان

«جهان دیری­ست درباره­ی چیزهایی خواب می­بیند که برای تحقق­اش کافی­ست بدان­ها وقوف پیدا کند.»1

 وقوف و آگاهی به تمامیت مبارزه­ی طبقاتی­ای که در پس پشت نهاده و هر آن‌چه در عینیت روزمره­اش با آن دست به گریبان است. تحقق کمونیزم بدون جمع­بندی انقلابی این تجربیات هرگز ممکن نخواهد بود. جهانی که روزگاری انقلاب را نه تنها ضروری که ممکن می­دانست و تئوری را در عمل متحقق می­نمود و انقلابِ بیشتر را در دستور کار قرار می­داد، اینک کابوس­اش را تنها با توهمات رفرمیستی و شرمندگی­های اکونومیستی درمان می­کند. این­که دستاورد مبارزات پیشین برای پرولتاریای عصر بعد چه بود؟ و کجای آن دست­­آورد را باید به نقد کشید؟، ضرورتی کتمان ناپذیر است اما قبل از آن باید دید چه چیزی رخ داد و چگونه پیش رفت. ایده­ی تغییر جهان نه فقط در جبهه­های رزم و نه در توازن قوای بین­المللی که مهم­تر از آن در ساحت تئوری به بند کشیده شد. ساحتی که بازتاب دهنده­ی عینیت موجود است اما منفعل نیست. وقوف به تحقق دنیایی که دیری­ست در خواب آشفته­ی جهان می­گذرد سال­هاست که به خواندن ادامه دهید


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: